
سپاه پاسداران به جنگ چه چیز رفته است؟!همه ی ما تصاویر این فاجعه را دیده ایم.حکومتی که باید نیروهای خود را در مرزها مستقر کند،اینک آنها را به کوچه و خیابان آورده و به نبرد با اینترنت و ماهواره و تکنولوژی می فرستد.اگر ماهواره حرام است،بد است،نجس است،پس شبکه های جهنّمیتان(IRIB1,IRIB2,IRIB3,SAHAR,IRINN,RADIO QORAN,...) به لطف کدام معجزه ی الهی به خانه های مردم می رسد؟!
پس بگویید ماهواره فقط برای داخلی ها بد است!!
چه چیزیست که اینقدر از آن وحشت دارید؟!؟
ادامه دارد...
هفتمین روز اعتصاب غذای "احمد باطبی" هم گذشت و می دانم که هنوز و هم چنان به سر کار می روید*،کار می کنید، و شب ها برای آنکه از قافله عقب نیافتید و جایی در بهشت داشته باشید،به مسجد می روید ، دعا می کنید و به گفته ی انسان های از نوع خودتان،خدا را، هم می شناسید و هم عبادت می کنید.....یک سوال ؟!؟
ـخدای شما کیست ؟
و خدای "محمد" که بود؟
دوستی می گفت که " حکمرانان کنونی حتی خدا را هم عوض کرده اند و فرمان های جدید رواج می دهند..."
و ما که می دانیم خدا تغییر ناپذیزر است... .
*البته بعضیتان کار هم نمی کنید و فقط می کشید و نابود می کنید بی خبر از اینکه بذر دوباره ای می پاشید...
خبر را داد و رفت و ما را با شهیار تنها گذاشت..."قدغن ها" تلخ شد.....
"اکبر محمدی" پس از ۹ روز اعتصاب غذا در زندان اوین جان باخت... .
خبر را می شد حدس زد چراکه پیش از این، "اکبر محمدی" ۲ روز با مرگ جنگید ..تا اینکه شب گذشته به لطف حضور "گردن کشان آخوندی" بی نفس شد....

گر بدين سان زيست بايد پست
من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم
از بلند كاج كوچه ي بن بست
گر بدين سان زيست بايد پاك
من چه ناپاكم اگر ننشانم از ايمان خود چون كو
يادگاري جاودانه، برتر از بي بقاي خاک. *(۱) " شاملو "
و شما که هم چنان به دنبال مطالب عاشقانه می دوید و برای بالا بردن آمار نظرات خانه های کذائیتان به این در و آن در می زنید و نطرات سرسریتان را به همه جا پرت می کنید تا مبادا از دیگران کم بیاورید....
و مردم ما که صبح به صبح در صف شیر حاضر می شوند و به رادیو گوش می دهند تا از لبنان و عراق و فلسطین و اسرائیل آگاه شوند....انگار که خانه آزاد است و هیچ کاری باقی نمانده.....
شرم کنید و به خانه بیاندیشید... .
(۱)*شعر را دوست دیرینه ام "فراز" دوستانه تقدیمم کرد تا این بار تنها نباشم....فراز را سالهاست که می شناسم، خیابان آپادانا دوم،روبروی سوپر "دهکده"،مدرسه ی البرز،کلاس چهارم "ب" طبقه ی دوم .خانم "احمدی" معلم آن زمان ما بود.یادم می آید که روزی خانم معلم دِلِ گاوی را به کلاس آورده بود تا درس علوم را بهتر درک کنیم..و من دست او را که غرق خون شده بود می نگریدم....خون بود و خون.....و این روزها، دستان گرسنه ی نظام به دنبال دِلِ من و شما....
در مطلب قبلی اشاره ای به یک سرقت تاریخی شده بود.در ادامه نام "محمد اصفهانی" به چشم می خورد....این حرف ما کم کم به یک معمای پیچیده تبدیل شد..!!
دوست همکلاسی من،رضا جان،این تنفّر تو از هر کجا که می آید مقدس است...چراکه این وطن فروشان بی شرمانه دست به سرقت های این چنینی می زنند...آری باید تا می توان دید،باید قد کشید و فریاد زد...
شما دو نفر،آرمین،مهناز و میلاد جان، دوستان خوبم،خواننده(محمد اصفهانی) نه زن گزفته،نه جاسوس بوده،نه از میان رفته....حیرت می کنم که این واژه ها را از کجا می آورید...!! بلکه شعر(سپید و سیاه) "سهراب سپهری" را در یکی از کاست های خود به بازار داده است..!! یک سرقت دیگر در کارنامه ی خوانندگان رژیم شیطانی... .
از آنجایی که شما دوستان خوب من اینقدر معما دوست دارید،اینک یک سوال ساده ی ساده برایتان قرار می دهم...؟؟
این تصویر متعلق به کیست؟

(به برنده جایزه ای از جنس شعر و ترانه تقدیم می گردد.)

