لام مثل لمپن
میم مثل مهرداد

در پی فرمایشات محترم آقایان شهروز و نادر رفیعی مطالبی هست که باید عنوان شود...
این سوزش،این سوختگی تحتانی از سرٍ چیست !؟
کارنامه ی شما چیست آقایان به اصطلاح هنری!؟
شما کجای جهان ایستاده اید!؟ جهان که نه! حتماً به همراه مهرداد آسمانی سرِ محله هستید،کت بر دوش و پا به دیوار !!که لابد یقه ی شما از یقه ی مهرداد آسمانی کمی بسته تر است!!شما از ترانه چه می دانید!؟از انسان متعهد!؟هنرمند متعهد!؟ اصلاً چیزی هست که بدانید!؟ بلهُ حتماً هست!! از دبی تا دلمان بخواهد می دانید و با خبرید!! از آگهی هایش!!از کاباره و هتل هایش!!
اما اندازه ی شاعران ناب و هنرمندان متعهد را خوب بلد نیستید!!همین است که باعث می شود دهان به هر کسی باز کنید و بدبو شوید!! و در تلوزیون های خاموش و بیهوش ۲۴ ساعته در حالی که پایین صفحه همینجور آگهی های دبی و کمربند و پستان بند و فلان چیز لاغری و زیبایی عبور می کند !! این دهان پر چرک شماست که جایز نیست اسم هرکس را بیاورد،اما می آورد تا بگوید من هم سر کوچه هستم،من هم لات بازی بلدم،من حرف ندارم،دعوا دارم..!!
پیشنهاد ما به شما این است که به کِرِم فروشی ادمه دهید،آگهی های دبی را هم بی وقفه پخش کنید دنبال دردسر هم نگردید..!! مهرداد آسمانی را هم اگر دیدید بگویید مجبور نیست ترانه های سنگین بخواند،برگردد به چند سال پیش و خاطرات "خاتون چشم عسلی" را زنده کند،البته از آنجایی که هنرمند باید شبیه کارهایش باشد،ایشان می بایست کمی ته ریش،موی فر،و خوب یقعه که همیشه باز است و کاپشن چرمی هم فراموش نشود درست به شکل زیر:
آرمین م.
در همین رابطه بخوانید:
